السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

349

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

فصل دوم : موسى عليه السّلام از ولادت تا پيامبرى در تفسير علي بن ابراهيم آمده است كه امام باقر عليه السّلام فرمودند : مادر موسى به دنيا آمدن فرزندش را از ديگران پنهان مىداشت ؛ زيرا فرعون به گروهي از زنان قطبي دستور داده بود كه هرنوزاد پسري كه به دنيا آمد او را آگاه سازند . كار فرعون بدان جهت بود كه بني اسرائيل ميگفتند كه به زودي مردي به نام موسي بن عمران خواهد آمد و حكومت فرعون را از ميان خواهد برد . فرعون چنان از اين سخن ترسيده بود كه دستور داد هرنوزاد پسري را كه به دنيا مىآيد بكشند . در همان‌روزها موسي به دنيا آمد « وَ أَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي » خداوند بر دل مادر موسي القاء نمود تا فرزندش را درون گهواره‌اي پنهان كند و به رود نيل سپرد « وَ لا تَخافِي وَ لا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ ؛ « 1 » و مترس و غم مخور كه ما برگرداننده او به سوي تو و گرداننده او از پيامبران هستيم . » در آن روز فرعون با همسرش آسيه در كنار كاخ خويش در برابر رود نيل ايستاده بودند ، ناگهان شيء سياه‌رنگى را ديدند و ديري نگذشت كه گهواره‌اي به كنار آب آمد ، فرعون گهواره را از آب گرفت و هنگامي كه در گهواره را گشود نوزاد پسري زيبا را ديد ؛ خداوند در همان دم مهر آن نوزاد را در دل فرعون و همسرش آسيه نهاد . فرعون مىخواست طفل را بكشد ولي آسيه گفت كه آن نوزاد را به فرزندي بپذيريم و برايش دايه‌اي بگيريم ؛ چرا كه آنها فرزندي نداشتند . موسى از هيچ دايه‌اي شير نميخورد . « وَ حَرَّمْنا عَلَيْهِ الْمَراضِعَ مِنْ قَبْلُ . »

--> ( 1 ) . سوره قصص / 7 .